#جستار
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۲/۱۰
  • تعداد بازدید: ۳۱۸

#جستار

#جستار_بخوانیم

در آن خانه ی قدیمی، جایی که هر گوشه اش حکایت از داستانی داشت، صدای قدم هایی به گوش می رسید. صاحب خانه، که لباس هایش را به عجله روی صندلی انداخته بود، اکنون بازگشته بود. او با دست هایی پر از گل های رنگارنگ و خاکی که از باغ چیده بود، وارد شد. نگاهی به بالش انداخت و لبخندی زد؛ خاطرات شب گذشته هنوز در ذهنش تازه بود.

او گل ها را در گلدانی کنار پنجره قرار داد و به سمت فرش رفت. با دقت، بالش را برداشت و فرش را تکان داد. هر تار و پود فرش، داستانی از گذشته های دور را در خود داشت. او با احترام، فرش را صاف کرد و به سمت در باز رفت. نسیم خنکی از باغ وارد شد و او را به بیرون دعوت کرد.

با قدم هایی آهسته، به سمت باغ رفت. درختان سر به فلک کشیده و گل های رنگارنگ، منظره ای زیبا را پیش روی او گسترده بودند. او نفس عمیقی کشید و به یاد آورد که چگونه این باغ را با دستان خود پرورش داده بود. هر گل و گیاه، با هر برگ و شکوفه اش، بخشی از روح او بود.

زندگی در این خانه، با وجود تنهایی اش، پر از زیبایی و شور بود. هر روز، با هر طلوع و غروب، داستانی جدید را رقم می زد. و اکنون، با گل هایی که در دست داشت، داستانی دیگر آغاز می شد.

#لیلا_طاهری نژاد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

برچسب ها:
می پسندم (۰) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

معرفی کتاب سیاحت غرب
معرفی کتاب سیاحت غرب
من وقتی نوجوان بودم، دوبار این کتاب را خوانده بودم. در بار اول در حین...

هر جا عشق هست خدا هست
هر جا عشق هست خدا هست
‍ ‍ #داستان_بخوانیم #معرفی_کتاب #هر_جا_عشق_هست_خدا_هست #نویسنده_لئون_تولستوی #مترجم_دره_دادجوی_توکلی #انتشارات_سرا_1380   این داستان بلند، داستان زندگی مردی به نام مارتین است که شغل او...

داستان سنجدهای خسیس اثر لیلا طاهری‌نژاد
داستان سنجدهای خسیس اثر لیلا طاهری‌نژاد
در خانه نشسته‌ام و به جعبه سنجدها خیره شده‌ام. یادم می‌آید وقتی این سنجدها را...

معرفی کتاب/ توقف در مسیر ظهور ممنوع
معرفی کتاب/ توقف در مسیر ظهور ممنوع
#معرفی_کتاب  #کتاب_بخوانیم #در_مسیر_ظهور_توقف_ممنوع #حسن_محمودی  کتاب «در مسیر ظهور توقف ممنوع» نوشته‌ی حسن محمودی است. این کتاب...

ارسال نظر برای «#جستار»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا