جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده
داستان روشنای امید
فصل اول: روزهای تاریک
سایهها از دیوار اتاقم بالا میرفتند و پایین میآمدند. شب و...
به خودت وفادار باش
گاهی زندگی را همچون کتابی میخوانم که هر صفحهاش سرشار از رازهای نهفته است. هر...
حضور
#دلنوشته
در این لحظات تنهایی و دلگرفتگی اگرچه دنیا دور و بیرحم شده است اما به...
شعر طنین
#شعر
#طنین
تمامِ ذراتِ هستی میدانند
که در سکوتِ سنگینِ نبودنت
زیرِ هجومِ خاطراتِ بیامان
آوایِ دلتنگیام را نغمهوار سرودهام...
اکنون...