جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده
با من حرف بزن
با من حرف بزن! من عاشق دیدن سپیدهدم هستم. هر بار با دمیدن مروارید صبح...
#جستار
#جستار_بخوانیم
در آن خانهی قدیمی، جایی که هر گوشهاش حکایت از داستانی داشت، صدای قدمهایی به...
شعر طنین
#شعر
#طنین
تمامِ ذراتِ هستی میدانند
که در سکوتِ سنگینِ نبودنت
زیرِ هجومِ خاطراتِ بیامان
آوایِ دلتنگیام را نغمهوار سرودهام...
اکنون...
معرفی کتاب هیچی هیچی برای خدا
#معرفی_کتاب
#هیچی_هیچی_برای_خدا
#کلر_ژوبرت
کتاب *هیچی هیچی برای خدا* داستان سنجاب کوچولویی است که تصمیمی خاص و متفاوت میگیرد؛...